تبليغاتX
باربند سازی مدرن

باربند سازی مدرن

شما ديگران نيستيد، بنابراين رابطه شما نيز نبايد مانند ديگران باشد.

قانون های دوستی و ارزش های آن

 

دوستی چه قانونهایی درد؟ برای ساخت یک دوستی قوی، پربار و بادوام از چه رهنمودهایی باید استفاده کرد؟ در این مقالات به این سوالات و چندین سوال دیگر پاسخ می دهیم.

درمورد عشق و روابط خانوادگی مقالات زیادی را در این سایت مطالعه کرده اید، اما درمورد دوستی اطلاعات زیادی ندارید. اما چرا؟ آیا دوستان نقش کمرنگ تری در زندگی ما دارند؟

اکثر ما طوری به دوستی نگاه می کنیم که انگار قابل جایگزین، موقتی و کم ارزشتر از خانواده و روابط عشقی ماست. البته تصدیق می کنیم که طول و دوام دوستیها معمولاً کمتر از روابط شما با اعضای خانواده، همسر یا رابطه عشقیتان است اما آیا نقش آن در خوشبخت کردن و حمایت از ما هم ضعیفتر است؟ باید بگوییم که خیر. مخصوصاً درمورد افراد مجرد اصلاً اینطور نیست.

هیچ کس دیگر در زندگی شما چالش ها و فواید مجرد بودن را نمی فهمد و درک نمی کند مگر بقیه افرادی که خودشان مجرد هستند. اعضای خانواده و دوستانی که اکثر عمر خود را متاهل بوده اند از جدالها و لذت های مجرد بودن خبر ندارند. به همین دلیل است که دوستی با افراد مجرد جنبه ای حیاتی از موفقیت در تجرد است. به همین دلیل هم هست که قانون های دوستی برای شاد بودن و لذت بردن از دوران مجردی لازم است. بااستفاده از آن قانون ها و رهنمودها می توانید با حفظ استقلال کامل، از دوستی و زندگی خود لذت ببرید.

چند دوست صمیمی و نزدیک می توانند عضوی از خانواده شما شوند. همیشه برای مشورت کردن و انگیزه گرفتن بهترین کسانی هستند که می توانید سراغشان بروید. احتمالاً دوست خواهید داشت که تعطیلات و زمان استراحت خود را در کنار آنها بگذرانید و دلیل آن هم این است که علایق و ادراکتان تقریباً مشابه هم است. اگر این را با مهمانی های اعضای خانواده با افراد متاهل و بچه دار مقایسه کنید و شما تنها مجرد جمع باشید، خواهید دید که گذران وقت کنار یک دوست مجرد چه نعمتی است.

دوستی ویژگی های خاصی دارد که سایر روابط فاقد آن است. در زیر به یکسری از این ویژگی های دوستی درمقایسه با خانواده و همسر و روابط عشقی  اشاره می کنیم. این ویژگی ها خارج از قوانین دوستی نیستند.

- دوستی را می توانید هر زمان که اراده کنید پایان دهید، بدون هیچ مسئولیت بعدی.

- عمر دوستی می تواند بسیار بیشتر از روابط شما با خانواده و همسرتان باشد.

- دوستی هیچ تاثیری بر اصالت شما ندارد.

- دوستی هیچ تاثیری بر انتخابهای شغلی شما ندارد.

- دوستی هیچ مسئولیت و اجبار قانونی، اجتماعی و اقتصادی بر شما وارد نمی کند.

-  دوستی فقط با علایق و ارزشهای مشترک، احترام متقابل و عشق ایجاد می شود.

به جای اینکه به قوانین دوستی با دید کارهایی که یک دوست باید انجام دهد یا انجام ندهد نگاه کنیم، تصمیم گرفته ایم که مسئویت های شما را در دوستی شرح دهیم. اینها قوانین دوستی هستند:

- در اوقات خوب و بد، همیشه وفادار باشید.

- به خود فرد احترام بگذارید نه به موقعیت، عنوان یا دارایی های او.

- همیشه کاری که حرفش را زده اید را انجام دهید.

- هیچوقت پشت دوستتان حرف نزنید.

- رازهای دوستتان را فقط پیش خودتان نگه دارید. هیچ استثنایی وجود ندارد.

- همیشه خوشبین باشید.

- صادق باشید، اما انتقادی نباشید.

-  همیشه به دوستانتان ارزش بگذارید.

- همیشه قدردان دوستانتان باشید. آنها را نادیده نگیرید.

- همیشه روی خصوصیاتی از آنها که تحسین می کنید متمرکز شوید نه خصوصیات بدشان.

- قبل ازاینکه نقطه نظرات خود را درمیان بگذارید، از دیدگاه آنها مطلع شوید.

- هیچوقت توقع نداشته باشید. اول خودتان خدمت کنید و بعد انتظار خدمت داشته باشید.

- بدون چشمداشت کمک کنید، اما کمکتان هم نباید ناآگاهانه باشد.

- خودتان باشید و جای خودتان را در دوستی تعیین کنید.

- به دوستانتان اجازه ندهید شما را وادار به انجام کارهایی کنند که می دانید به آن علاقه ندارید.

- به دوستانتان اجازه ندهید شما را وادار به زیرپا گذاشتن قوانین و اصول اخلاقی کنند.

- سعی نکنید دوستانتان را تغییر دهید. آنها را همانطور که هستند بخواهید.

- از دوستانتان انتقاد نکنید و آنها را متهم نکنید.

- با محبت اما محکم به دوستانتان یاد بدهید چطور با شما رفتار کنند.

- مداوماً از طریق دیدار، تلفن یا ایمیل با آنها در ارتباط باشید.

- بگذارید بدانند که چقدر برای دوستیتان ارزش قائل هستید.

- اگر دوستشان دارید، باید شهامت گفتن آن را داشته باشید.

اگر ردر روابط دوستی خود این قوانین را رعایت کنید، در طول زندگی از همه دوستی های خود لذت خواهید برد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 11:44  توسط علی بیات  | 

علائم آمادگی برای شروع یک رابطه جدید

بـرخـی تـصورات غـلــط در بدو آشنایی و شکل گیری رابطه می تـواند منجر به شکست و ناکامی گردد از جـمـله آنـهـا میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

1- شمـا تـصـور می کنـیـد تنها به صرف آنکه شریک خود را دوست دارید میتوانیـد وی را به دلخواه خودتان تغییر دهید.


2- شما تصور میکنید خواسته و امیال شما همان خواسته و امیال شریک جدیدتان میباشد.

3- شما تصور می کـنـیـد عشـق و رابــــطه جاودانه است: مادامی که من عاشـق شریک زندگی خود باشم و انـرژی، پول و وقت خود را برای وی مصروف دارم، او نیز همیشـه در کنار من خواهد ماند.

4- شما تصور میکنید همواره شریک زندگیتان می باید در دسترس و فریاد رس شما باشد. حتی اگر شما در بدترین شرایط و سطح در زندگی باشید. چون فداکاریهای بسیاری در حق وی روا داشته اید.

5- شما تصور میکنید شریک زندگی شما مسئول شادی، خوشبختی و آرامش در زندگی شما میباشد.

تمام تصورات فوق اشتباه میباشد. اکنون به نکات زیر برای هر چه موفقیت آمیز گشتن رابطه جدیدتان به دقت توجه کنید:

1- شما قادر به تغییر دادن فرد دیگری نمیباشید. شما تنها قادرید خودتان را تغییر دهید که چگونه با تحولات پیرامون خود کنار بیایید. آیا شما میخواهید که شریک شما همان شخصیت و ماهیت اصیل خود را حفظ کند و یا آنکه کسی باشد که خود مایل به آن نیست؟

2- عشق و رابطه عبارت است از: برآورده ساختن دو جانبه نیازها. ممکن است در مواقعی شریک شما در شرایط روحی نامساعد قرار گیرد و تمایلی نداشته باشد که شما در کنار او باشید و به تنهایی نیاز داشته باشد. این واقعیت را بپذیرید. عشق تبادل انرژی میان دو انسان است.

3- بطور طبیعی ما همگی به سمت فردی گرایش می یابیم که از ارتعاشات انرژی بالاتری نسبت به ما برخوردار باشد. بنابراین کسی که غرغرو، بد خلق، دمدمی مزاج، پرخاشگر، کینه توز و خودخواه باشد طبعا ما را جذب خود نمیکند. بر عکس فردی که بشاش، سرحال، شاد، و برخوردار از اعتماد بنفس و خودباوری بالا و سالمی باشد ما را مجذوب خود خواهد ساخت.

4- شادی و خوشبختی یک حالت ذهنی میباشد که ما مختار به انتخاب آن میباشیم. تمام شادیها و رنجها و اندوهها توسط خود شما خلق میگردند و از خارج شما و یا توسط دیگران سرچشمه نمیگیرند. بنابراین شریک خود را مسئول خوشبخت ساختن خودتان ندانید. خلاصه شما نباید برای برآورده سازی نیازهای احساسی خود به شریک خود وابسته باشید. تنها این شما هستید که مسئول احساسات خود و خلق لحظات مثبت و شیرین در زندگی خود میباشید.

5- منتظر شریک زندگی ایده آل برای آغاز یک رابطه نباشید. و یا آنکه از شریک خود انتظار کامل بودن نداشته باشید. ممکن است روزی شریک شما دست به عملی زده و یا حرفی بزند که سبب رنجش، خشم و نا امیدی در شما گردد. اما بدانید که هیچکس کامل نیست حتی شما. بنابراین منصفانه جایز الخطا بودن انسانها را بپذیرید

1- فهرستی از آسیبهای روحی گذشته خود تهیه کنید: سپس یکایک آنها را مرور کرده و منصفانه قضاوت کنید که چگونه با آنها کنار آمده، حل کرده و یا پذیرفته اید. اگر تصور میکنید مسایلی در گذشته شما وجود دارند که کماکان بطور جدی و کافی به آنها نپرداخته و برخورد نکرده اید و هنوز لاینحل باقی مانده اند بهتر است پیش از آنکه قدم در یک رابطه تازه بگذارید آنها را رفع سازید. آسیبهای روحی میتوانند شامل سوء رفتارهای احساسی، فیزیکی و جنسی در دوران کودکی شما، طلاق والدین، از دست دادن والدین و یا یک عزیز، و یا روابط ناهنجار، ناکام و ناسالم شما در گذشته باشند. زیرا همان مسایل میتواند در رابطه جدیدتان رخنه کرده و خود را به اشکال مختلف نمایان ساخته و مانع شکل گیری یک رابطه سالم گردند.

2- خودآگاهی و عزت نفس شما تا چه حدی میباشد؟ فقدان خودآگاهی و اعتماد بنفس سالم شکل گیری یک رابطه صمیمی و سالم را دشوار و غیر ممکن میسازد. برای آنکه متوجه گردید تا چه اندازه خودتان را میشناسید سعی کنید به پرسشهای زیر پاسخ گویید:

*آیا قادر به بیان مهمترین و عمیقترین ارزشهای زندگی خود میباشید؟
* آیا قادر به بیان انتظارات و نیازهای خود از رابطه دلخواهتان میباشید؟
* آیا اهداف زندگی خود را شناخته اید؟ و آیا برای دستیابی به آنها از برنامه مدونی پیروی میکنید؟
* آیا نقاط ضعف و قوت خود را کاملا میشناسید؟

برای پی بردن به میزان عزت نفستان به پرسشهای زیر پاسخ گویید:

* خود را چگونه ارزیابی میکنید؟
* آیا نظر مثبتی نسبت به خود دارید؟
* دیگران چگونه شما را ارزیابی میکنند؟

اگر پاسخهای شما گویای آن میباشند که شما در پذیرش و دوست داشتن خود مشکل داشته و غالبا با واکنش منفی هنگام رویارویی با دیگران مواجه میگردید باید برای ارتقای سطح اعتماد بنفس و عزت نفس خود بیشتر تلاش کنید. عشق به خویشتن پایه و اساس یک رابطه سالم میباشد.

3- آیا روابط پیشین شما حقیقتا در گذشته بوده و پایان پذیرفته اند؟ اگر شما بطور کامل تجارب و مسایل دردناک و ناخوشایند گذشته خود را کنار نگذاشته و به دست فراموشی نسپرده باشید (البته پس از درس عبرت گرفتن از آنها)، احتمال آنکه آنها را به رابطه کنونی و یا آیندیتان کشانده و بازگردانید بسیار زیاد میباشد. زیرا مشکلات تا زمانی که کاملا حل و رفع نگردند مجددا در مغز مرور گشته و تکرار میگردند. بنابراین بسیار اهمیت دارد که پیش از آنکه وارد رابطه جدیدی گردید با تمام رنجها و مشکلات روحی عمده روابط پیشین خود بطور سازنده ای کنار آمده باشید.

4- آیا حقیقتا از خواسته، نیازها و امیال خود از یک رابطه آگاهی دارید؟ ما همگی با انتظارات و دلایل گوناگون گام در یک رابطه جدید میگذاریم. با آگاهی کامل از این انتظارات و خواسته ها قادر خواهید بود مناسب بودن رابطه فرا روی خودتان را با دید باز تری تعیین کنید. اغلب افراد همان شخصی را برای آغاز رابطه خود برمیگزینند که در ضمیر ناخودآگاه شان خواهان آن میباشند. ضمیر ناخودآگاه مکانی است که ما عمیق ترین نیازها و آرزوهای ناکام مانده و همچنین ترسهای خود را در آن نگهداری میکنیم. بنابراین بسیار اهمیت دارد که پیش از گام نهادن در یک رابطه جدید تمام احساسات گذشته و نیازهای مربوط به رابطه آینده خود را مورد بررسی قرار دهید. منصفانه درباره هر آنچه که از یک رابطه و همچنین از ویژگیهای شریک زندگی خود انتظار دارید مطمئن و آگاه گردید.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 11:40  توسط علی بیات  | 

چگونه رضایت مشتری را جلب کنیم؟

 

یکی از راههایی که تجارت های کوچک می توانند توان رقابت و برابری با قدرت های بزرگ تجاری را بدست آورند، خدمات پس از فروش (یا خدمات مربوط به جلب رضایت مشتری) است.

آمار و ارقام نیز چیزی جز این نمی گویند. طبق بررسی های انجام شده 20% از شرکت ها در همان سال اول اعلام ورشکستی می کنند. این رقم در سه ساله اول به 50% می رسد.

به منظور حفظ مشتری، باید نظامی را در پیش گرفت که در آن تمامی نیازهای مشتری برآورده شود. حال رمز ایجاد یک تجارت مشتری پسند چه می تواند باشد؟

به این منظور می توانیم 4 فاکتور اصلی را به شما معرفی کنیم که به واسطه آن هر نوع تجارتی موفق خواهد بود:

به جزئیات دقت کنید
کاری کنید که مشتری "شما" را انتخاب کند
پاسخگو و مسئول باشید
انتظارات آتی آنها را برآورده سازید
برای شروع نگاهی به کارفرماهای قبلی خود بیندازید و ببینید که آنها چگونه شرکت و یا تجارت شخصی خود را اداره می کردند. باید با دقت کامل به تعریف آنها از "اداره درست" توجه کنید. سپس می توانید نظر بدهید که آیا آنها رویه درستی را در پیش گرفته بودند یا خیر.

اگر به نظر خودتان احساس کردید که آنها در مسیر اشتباه قرار دارند، پس این فرصت مناسبی است برای شما که سرویس بهتری را در اختیار مشتریان قرار دهید. هر تصمیمی که می گیرید، هیچ گاه نباید اهمیت مشتری را از نظر دور کنید. با همین تصمیمات است که شما می توانید به موفقیت یا شکست برسید. با چنین دورنمایی می توانید دست به تاسیس یک زیربنای محکم بزنید.

ساخت یک زیربنای محکم

ابتدا باید برای خود یک برنامه تجاری معین اختیار کنید و سپس در آن یک سری اهداف دست یافتنی را بگنجانید. باید در زمینه ای مشغول به فعالیت شوید که به طور کامل در مورد آن آگاهی داشته باشید. در این میان علاقه نیز نقش مهمی را بازی می کند.

در ابتدا به این دلیل که مشتری ها شناخت دقیقی از بازار کار شما ندارند، ممکن است توجه چندانی به خدمات شما نداشته باشند. شاید اسم تشکیلات شما را تنها در تبلیغات روزنامه های محلی دیده باشند و یا فقط به خاطر اینکه محل کسب و کارتان نزدیک پست خانه است، متوجه فعالیت شما شده باشند.

می توانید از اینترنت هم کمک بگیرید. با پرداخت مبلغ کمی می توانید نام خود را در موتورهای جستجوی اینترنتی معروف مانند گوگل و یاهو قرار دهید تا اسم شرکت شما را در بالای لیست جستجو قرار دهند و مشتری با مرور اولین صفحه با فعالیت شما آشنا شود.

زمانیکه اسم شما به گوششان خورد، بازهم این امکان وجود دارد که یادشان برود اسمتان را کجا شنیده اند و یا اصلاً چیز خوبی در موردتان شنیده اند و یا چیز بدی؛ اما به هر حال زمانیکه با نامتان آشنا شدند، شما یک موقعیت استثنایی پیدا می کنید تا بتوانید تاثیر خوبی روی آنها بگذارید و نظر آنها را به خدمات خود جلب کنید.

توجه به جزئیات

اگر شرکت شما فقط از خودتان تشکیل شده باشد، همیشه باید خودتان را طوری جلوه دهید که دارای یک سری تشکیلات قوی و ثابت هستید.

البته منظور ما این نیست که در مورد توانایی های خود اغراق کنید، بلکه منظور ما این است که داشتن یک وجهه حرفه ای می تواند شما را یک قدم به موفقیت نزدیکتر سازد. از سایت های اینترنتی گرفته تا تبلیغات متعددی که به چشمتان می خورد، از بروشورهای چاپی گرفته تا نحوه پاسخگویی به تلفن ها و اینکه با چه سرعتی به آنها پاسخ می دهید، همه و همه گویای خدمات شرکت شما هستند.

مطمئن شوید که موارد بالا به روشنی پیغام اصلی شما را به مشتری انتقال میدهند، همچنین باید هم از نظر شفاهی و هم از حیث دیداری اهداف شما را دست یافتنی تر جلوه دهند.

این روزها مشتری نه تنها می تواند جنس مورد علاقه خود را انتخاب کند، بلکه میتواند آنرا در هر زمان و هر مکانی که بخواهد، در اختیار بگیرد. پیش از انتخاب هم به اندازه کافی منابع اطلاعاتی مختلف در اختیارش قرار دارد و او به راحتی می تواند اطلاعات لازم را بدست آورد. همانطور که می دانید هیچ دلیلی برای انتخاب نکردن گزینه های بهتر وجود ندارد. (خود شما هم به عنوان یک مشتری این کار را انجام میدهید و دنبال اجناس و خدمات بهتر و با کیفیت تر می روید.)

کاری کنید که مشتری "شما" را انتخاب کند

انسان ها از انسانها خرید می کنند به همین دلیل باید کاری کنید که احساس راحتی کنند. به عنوان مثال در مورد تلفن ها می توان گفت که بهتر است بیش از اینکه سه بار زنگ بزنند، گوشی را بردارید و کسی که مسئول پاسخگویی تلفن هاست می بایست لبخند بر لب داشته باشد و ارتباط خوبی را با مشتری ها برقرار کند.

یک شماره رند که راحتی به ذهن سپرده شود نیز بی تاثیر نیست؛ اما از همه این ها مهمتر احساسی است که مشتری هنگام تعامل با شرکت شما پیدا می کند. باید توجه داشته باشید که این "شما" از همان شخصی که پاسخگوی تلفن است شروع می شود تا کسی که نامه ها را جواب می دهد، صدایی که بر روی پیغامگیر قرار دارد و ... به همه این موارد باید دقت داشته باشید و کاری کنید که همه این موارد شما را به اهدافتان نزدیک تر سازند.

زمانیکه مشتری با شما تماس می گیرد، فکر می کنید که می توانید احساس خوبی را به آنها القا کنید؟ دقت داشته باشید که باید توجه خاصی به ظریف ترین مسائل مبذول دارید، نباید کاری کنید که آخرین تماسشان با شرکت شما باشد. پاسخ به تماس های تلفنی و نامه های ارسالی باید ظرف مدت یک تا دو روز انجام شود. اگر به طور مرتب این کار را انجام دهید آنوقت می توانید به راحتی ادعا کنید که برای مشتری های خود اهمیت قائل هستید.

سیستم تلفنی پیشرفته

اگر کمتر اتفاق می افتد که مشتری ها را رو در رو ملاقات کنید، بهره گیری از یک سیستم پیشرفته تلفنی امری ضروری به شمار می رود. باید کاری کنید که در ساعات اوج کار، تماس هایی که با خط های اشغال گرفته می شوند به طور خودکار بر روی خط های دیگری انتقال داده شوند تا مشتری مجبور نشود چند مرتبه شماره تلفن را بگیرد.

حتی می توانید خدماتی را به آنها ارائه کنید که در صورت لزوم بتوانند پیغام بگذارند تا مجبور نشوند بر روی خط باقی بمانند. همین کارهای اینچنی هستند که می توانند رضایت مشتری را به راحتی به خود جلب کنند. انجام کلیه امور مذکور می توانند انتخاب شرکت شما توسط مشتری ها را ساده کرده و نشان دهند که تشکیلات شما مسئولیت پذیر است.

تماس هایی که با شرکت گرفته می شوند از اهمیت بالایی برخوردار هستند. تلفن های بی پاسخ، و قطع شده درآمد شما را پایین می آورند. زمانیکه بحث از خرید و فروش به میان می آید همین نحوه پاسخگویی به تلفن ها است که برنده ها را از بازندگان جدا می سازد.

مطمئن شوید که تمام تلفن ها، فوری و بدون هیچ گونه اتلاف وقتی پاسخ داده میشوند. همشه چهره یک حرفه ای را به خود بگیرید و به سمت خوشحال کردن مشتری ها گام بردارید.

مشتری ها را گروه بندی کنید

آیا تا کنون به یک سازمان بزرگ تجاری پیشنهاد کرده اید که با ارگان دیگری همکاری کند؟ حرف زود پخش می شود‍! مشتری ها به راحتی از تعهدات کلیه مکان های تجاری با خبر می شوند. در هر شرایطی باید در نظر داشته باشید:

مدیر شرکت باید به شخصه خرده فروش ها را انتخاب کنید (علاوه بر سایر وظایف دیگری که دارد)
مشتری باید بتواند کالا و خدمات شما را به طور مستقیم (از طریق سایت های اینترنتی، مغازه، کاتالوگ) و یا از طریق فروشنده های محلی خریداری کند.
مشتری حق دار که به جای استفاده از قراردادهای بلند مدت و محکم از انواع کوتاه مدت و راحت استفاده کند.
در صورت نیاز، مشتری در همان مراحل اولیه باید از خدمات پس از فروش و امکاناتی که بعداً در اختیارشان قرار خواهد گرفت، مطلع شود.
اغلب مشتری ها به دنبال کالاها و خدمات ارزان قیمت تری هستند و کمتر اتفاق می افتد که به دوام کالا و خدمات دقت کنند.
مشترها ترجیح می دهند که اطلاعات به زبان آمیانه در اختیار آنها قرار بگیرد تا به زبان پیچیده صنعتی.
زمانیکه کلیه این امور را انجام دادید، نوبت به آن می رسد که سایر انتظارات مشتری ها که ممکن است در آینده به آن برخورد کنند را برآورده سازید.

رفع انتظارات آتی

به قول هایی که می دهید عمل کنید و کاری را که می گویید، انجام دهید. انواع مختلف محصولات را از یکدیگر جدا کنید، تمام محصصولات را به درستی قیمت گذاری کنید، و نهایتاً برای از بین بردن هر گونه تصور غلط، زبان فنی را کنار بگذارید و با زبان خودشان با آنها صحبت کنید.

هر چند وقت یک بار مشتری ها را چک کنید و ببینید که آیا از خدماتی که به آنها ارائه کرده اید راضی هستند و مشکلی در رابطه با استفاده از کالاهای شما دارند یا خیر. آنوقت اگر می خواهید تغییری در مجموعه بدهید با اتکا به پاسخ هایی که از مشتری ها گرفته اید، به راحتی می توانید این کار را انجام دهید.

باید مشتری ها را در جریان بگذارید که شما به خاطر آنها، در تشکیلات و در نحوه ارائه کالا و خدمات، تغییر ایجاد کرده اید. آنها باید بدانند که شما مسئولیت پذیر هستید و همیشه انتظارات آنها را برآورده کرده و سرویس مطلوبی به آنها ارائه خواهید داد.

سعی کنید در کلیه سطوح کارایی خود را بالا نگه دارید. باید توجه داشته باشید که نباید این کار را تنها در زمانیکه چیزی غلط از آب در می آید، انجام دهید. اگر خدمه احساس کردند که با یک تغییر کوچک، نتیجه خوبی پدید می آید، به آنها اجازه ایجاد تغییر را بدهید. اگر به نتیجه دلخواه نرسیدید، هیچ ترسی به خود راه ندهید و همه چیز را به صورت قبل برگردانید.

به خدمه خود پاداش دهید تا اشتیاق بیشتری برای سرویس دهی به مشتریان پیدا کنند. به آنها این اختیار را بدهید که انتظارات مشتری ها را برآورده سازند. هر جا که امکان داشت مسائل مالی را نیز در نظر بگیرید تا سود مناسبی آیدتان شود.

اگر شما و خدمه به طور مکرر از خود سؤال بپرسید و نیازها و خواسته های مشتریان را همیشه در نظر داشته باشید، چیزی جز موفقیت در انتظارتان نخواهد بود.

همه مشتری ها به خوبی می دانند که به راحتی می توانند شرکت دیگری را پیدا کنند که خدمات و کالاهای مشابه شما را به آنها ارائه کند؛ آنها به این دلیل شما را انتخاب کرده اند که به حرف هایشان گوش داده و نیازهایشان را مرتفع می سازید !
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 11:39  توسط علی بیات  | 

چرا خدا اجازه می دهد رنج ببریم؟

 

در کتب آسمانی آمده، "خداوند سرچشمه عشق است."

اما اگر واقعاً خدا سرچشمه عشق است، چرا اینقدر رنج و بدبختی وجود دارد؟

چرا با عمل وحشیانه طبیعت اینهمه آدم در سال می میرند و چرا برای سیر کردن شکم صدها هزار انسان که از گرسنگی رنج می برند، غذای کافی وجود ندارد و چرا اینقدر ظلم و ستم بر مردم اعمال می شود؟ چرا اتفاقاتی مثل تراژدی که در شهر اوکلاهاما شاهد بودیم روی میدهد که دیوانه هایی به جان مردان، زنان و کودکان بی گناه بیفتند؟

در یکی از رمان های هیو والپول، یک مرد جوان می گوید، "میدانی وانسا، خدا نمی تواند وجود داشته باشد. باید به این مسئله ایمان پیدا کنی...از خودت بپرس، چطور می تواند خدا وجود داشته باشد و زندگی اینطور باشد؟ اگر خدایی بود باید از خودش دلگیر می شد."

یک نفر که موضوع سخنرانی این هفته ام را دیده بود می گفت، "اینم عجب سوالیه." و واقعاً هم همینطور است. چند شب پیش همسرم سوال کرد که موضوع سخنرانی این هفته ام چیست و وقتی به او گفتم که موضوع "چرا خدا اجازه می دهد رنج ببریم؟" است، گفت، "آره واقعاً چرا؟"

حتی وقتی نگاهی به این "چرا؟" می اندازم، صداهایی را می شنوم که در گوشم زنگ می زنند، "مال ما این نیستیم که متعجب باشید چرا، مال ما این است که فقط انجام دهید یا ........."

اولین مشکل در مواجهه با مشکل رنج کشیدن، نظریه قدیمی متداول بین خیلی از مسیحی هاست که اشتباه است بپرسیم، "چرا؟" نباید در مورد وجود انسان و مشکلات او از خدا گله کنیم.

اما پیشنهاد من برعکس این است. پرسیدن "چرا" نه تنها اشکالی ندارد بلکه اولین قدم به سمت آشتی با پروردگار درخلال درد و رنج است و کاملاً با سنت کتب آسمانی هماهنگ است:

حضرت موسی با قوم خود در بیابان به جانب خدا فریاد می زند، "خدایا چرا در حق این مردم بدی می کنی؟"
جدعون در زمان غم و ناراحتی می گوید، "اگر خدا با ماست، پس چرا این اتفاقات برای ما می افتد؟"
حضرت ایوب که نماد مواجهه با مشکلات و رنج هاست می گوید، "من زندگی خودم را دارم، آزادانه گله وشکایتم را ابراز می کنم و به تلخی روحم سخن می گویم. به خدا می گوید، آیا ستم دادن به من به نظرت درست است؟"

و اگر هنوز هم متقاعد نشده اید، سخنان خود حضرت عیسی را بشنوید: "خدای من، خدای من، چرا من را به خودم واگذاشته ای؟"

پس حالا که اینطور است، اجازه بدهید ما هم پیش برویم و بپرسیم، "چرا؟" "چرا خدا اجازه می دهد رنج ببریم؟"

پرسش "چرا" به چهار نوع مشکل و سختی نمود دارد که منجر به رنج و بدبختی می شود. اجازه بدهید نگاهی اجمالی به آنها بیندازیم:

1. بلایای طبیعی
گردبادی به یک شهر حمله ور می شود، سیل جامعه ای را نابود می کند، آتش قومی را در هم می کشد، و تصادفات که ھر سال جان تعداد بیشماری از مردم را می گیرد. مثلاً خدا نمی توانست وقتی یک هواپیما درحال سقوط کردن است، نیرو جاذبه را نگه دارد؟
ایده خیلی خوبی به نظر می رسد اما اگر نیروی جاذبه ناگهان قطع شود، همه جهان بر هم می ریزد.
شاید بتوان با مشکلات و سختی های ناشی از بلایای طبیعی کنار بیاییم اما درمورد این چطور:

2. بیماری ها
چرا خدا زندگی را طوری خلق کرده که بعضی از سلولهای بدن تخریب می شوند؟ آیا نمی توانست زندگی انسانها را طوری خلق کند که هیچوقت به بیماری و مریضی گرفتار نمی شدند؟
این هم در نظر اول ایده خوبی به نظر می رسد مخصوصاً وقتی صحبت از بیماری جوانها و کودکان باشد. اما وقتی زندگی واقعیت می شود همه انواع و اشکال زندگی نیز ممکن می شود، حتی سلولهای بیمار. خیلی از بیماریها متعلق به گذشته است و با پیشرفت علم پزشکی درمان آن پیدا شده است. به نظر می رسد که انسان باید همراه با خدا برای از بین بردن مشکلات و دشواری های انسان تلاش کند. بااینکه دردآور است اما گاهی اوقات فشار و چالش و درد زندگی است که باعث می شود بیشترین تلاش خود را به کار گیریم.
بیماری و مریضی با همه بدی که دارند اما بخشی از انسانیت و مرگ و میر انسان هستند. خداوند قصد نداشته است که در این جهان به انسان عمر جاودانه بدهد.

3. درد روحی و احساسی
چرا باید متحمل دردها و ناراحتی های روحی شدید بشویم؟ چه از دست دادن عزیزی باشد یا شاهد درد کشیدن یکی از عزیزان بودن، گاهی اوقات دردهای احساسی است که باعث می شود آن "چرا"ها به زبانمان بیاید.

خیلی خوب یادم می آید شبی را که با چشمهای گریان رو به آسمان نگاه می کردم و از خدا می پرسیدم، "چرا؟ چرا بایداینطوری شود؟" و خوب یادم می آید که همان موقع سوال دیگری به ذهنم آمد که "آیا برای فرار از این فقدان، دست از تجربه عشق می کشی؟"

 4. بدی های انسانی
یک آهنگ معروف بود که می گفت، "چطور آدما میتونن اینقدر بی احساس باشن، چطور میتونن اینقدر سنگدل باشن؟"

نامهایی مثل جان واینه و جفری داهمر بعنوان نمونه هایی از بدترین نوع شر در زمین در ذهن همه ما حک شده اند. تیم مک ویگ هم به آن لیست اضافه شده است.

خوب گوش کنید. من کاملاً متقاعد شده ام که در صورت شر انسانی است که می توان شیطان واقعی را دید.
 و هنوز هم... حتی در صورت شر انسانی مثل آنچه که شهر اوکلاهما دیدیم دقیقا آنچه سنت پاول نوشته را می بینیم: "همه چیز برای آنها که خداوند را دوست دارند، خوب پیش می رود." که می تواند تصویر آن مرد آتش نشانی را در شهر اوکلاهما فراموش کند که کودک یک ساله ای را از لاشه هواپیما بیرون می کشید. آن کودک به طرز تاسف برانگیزی جان سپرد. اما تصویر مرد آتش نشان و مادر آن کودک که شریک در غم از دست رفتن کودک همدیگر را در آغوش گرفته بودند به یاد ماندنی است. یعنی غریبه ها درمیان رنج و بدبختی با هم همدردی می کنند.

اینجا نکته مهمی است که درمواجهه با درد روحی و احساسی باید به یاد داشته باشید. وقتی آسیب روحی دیده ایم، به دنبال پاسخ های عقلانی و منطقی نیستیم. تصور کنید که به حادثه اوکلاهما نگاه می کردید و می پرسیدید، "خدایا چرا؟" و بعد یک فرمول علمی جادویی در آسمان با پاسخ ظاهر می شد... "به خاطر این است که x+y بر جذر y و...." آیا این راضیتان می کند؟ نه. راه حل اینجاست:

ما دنبال پاسخ برای مغزمان نیستیم بلکه به دنبال مرحمی برای زخممانیم.

وقتی آسیب روحی دیده ام، آسیب با مغزمان در ارتباط نبوده و روحمان را خدشه دار کرده است. بیشتر از اینکه به دنبال پاسخ چراهای خود باشیم، زجه می زنیم و از دردمان می گوییم. از این گذشته، آخرین باری که اتفاق فوق العاده ای برایتان افتاد و از خدا پرسیدید، "چرا من" کی بود؟

اجازه بدهید درسهایی برایتان عنوان کنم که شما را در دردها و ناراحتی ها به خدا نزدیکتر می کند.

1. پرسیدن "چرا" از خدا اشتباه نیست.
به آخرین قسمت انجیل نگاه کنید....حتی پیامبر خدا نیز در رنج و بدبختی از خدا می پرسد، "چرا؟" و احساس تنهایی می کند.

2. خدا برای تنبیه ما رنج و ناراحتی نمی فرستد.
انجیل متی مسیحی به ما نشان می دهد که روح او بر غم و اندوه غالب شده بود. "روح من تا حد مرگ انباشته از درد است." تابه حال آنرا حس کرده ای؟ مسیح هیچ کار اشتباهی انجام نداده بود. درواقع، او کسی است که در هماهنگی کامل در بهشت با خدای خود زندگی می کند. اگر کسی در دنیا باشد که به هیچ وجه شایسته تحقیر، طرد شدگی و درد نباشد، اوست. پس خدا برای تنبیهمان درد و ناراحتی نمی فرستد.

3. خدا در رنج و تنهایی ما را تنها نمی گذارد، او هم کنار ما رنج می کشد.
کمی به آن فکر کنید. وقتی زجه می زنید که "چرا؟" برای کسی زجه می زنید که می داند این چرا چرا کردن ها، احساس تنهایی و طردشدگی و احساس درد فیزیکی و احساسی یعنی چه. 

نه، خدا وقتی ما درد می کشیم غایب نیست و درست کنار ماست. یکی از دوستانم می گفت که در بدترین و دردآورترین تجربه زندگیش به سمت خدا زجه زده است که "وقتی پسرم مرد کجا بودی؟" بعد صدایی نرم و آرام را شنیده که می گوید، "من همانجا بودم که تو بودی وقتی پسرم مرد."

چرا درد و رنج و بدبختی زندگی ما را نابود می کند؟ چرا خدا اجازه همچنین چیزی را می دهد؟ هر پاسخ عقلانی به این سوال قاصر خواهد بود. فقط پذیرفتن اینکه خدا در همه دردها کنار ماست باعث می شود که از تاریکی بیرون بیاییم.

و آخر اینکه انجیل به ما یاد می دهد که خدا هر اشتباهی را درست می کند، هر قلب شکسته ای را ترمیم می کند و هر دل خالی که به سمت او آمده را پر می کند. "...خدا خودش با آنها خواهد بود. هر اشکی را از صورت ها می زداید. مرگ دیگر وجود نخواهد داشت. درد و زجه و ناراحتی دیگر وجود نخواهد داشت."
آنکه گفت، "به خاطر همه آن چیزهایی که دیده ام، برای چیزهایی که ندیده ام به خدا اعتماد میکنم" حقیقتاً راست گفته است
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 11:38  توسط علی بیات  | 

ایدآلیسم درمقابل رئالیسم

 

پشت این دو مفهوم، بزرگترین منابع تضاد در دنیا خوابیده است. کدام بهتر است؟ اینکه بالا را بخواهید و به آن نرسید یا متوسط را هدف قرار دهید و به آن دست پیدا کنید؟ خوب بودن بهتر است یا متوسط بودن؟ خوشبین بودن بهتر است یا بدبین بودن؟ هرکدام از این دو مفهوم، هزاران زیرشاخه دارند و نمی توان ثابت کرد که یکی از این مفاهیم در همه زیرشاخه هایش بهتر از دیگری است. اما ایدآلیسم و رئالیسم واقعاً چه هستند و چه اهمیتی دارند؟

مفهوم این دو کلمه تقریباً واضح است اما برای وضوح بیشتر در اینجا به تعریفی از هرکدام می پردازیم. ایدآلیسم، طبق لغت نامه هریتیج (Heritage) زبان انگلیسی، یعنی، "عمل تصور کردن مسائل در شکل ایدآل و آرمانی آن." به زبان ساده تر یعنی کمال گرایی.  در ظاهر شاید خوب به نظر برسد اما همه اینها، یکی از پایه ای ترین ویژگی های انسانی را زیر سوال می برد، ویژگی که بین همه فرهنگ ها، زبانها، و نژادها مشترک است: نقص. انسان بودن یعنی ناقص بودن. به همین دلیل اهداف و آرزوهای افراد ایدآلیست معمولاً یا با شکست مواجه می شود و یا کمتر از آنچه که می خواهند را به دست می آورند.

از طرف دیگر، رئالیسم یعنی "میل به حقیقت واقعی و عمل گرایی" یعنی زندگی را همانطور که هست بپذیریم و روش عملی برخورد با آن را به کار گیریم. این مفهوم هم از بیرون خوب به نظر می رسد ولی اشکالاتی دارد. دنبال متوسط بودن هم با قدرت و توانایی انسان هماهنگی ندارد. فقط به این دلیل که انسان کامل نیست، نمی توان گفت که قادر نیست گاه گاهی به بهترین ها دست یابد.

هر دوی این مفاهیم جنبه های مثبتی هم دارند. ایدآلیست بودن یعنی دست برای گرفتن ستاره ها دراز کردن. اما، ایدآلیست ها معمولاً در رویاهایشان گم می شوند و دنیای واقعی اطرافشان را فراموش می کنند. و درنتیجه نمی توانند به آن دست پیدا کنند. رئالیست ها هم از طرف دیگر خود را وقف واقعیت کرده اند و درنتیجه آمادگی بهتری برای آن دارند. اما، چون خیلی روی آن تمرکز دارند، معمولاً خیلی کمتر از قدرت و توانشان می خواهند و فقط برای گرفتن چیزی دست دراز می کنند که صد در صد مطمئن باشند به آن دست پیدا می کنند.

اما این چطور به دنیای ما مرتبط است؟ به طرق مختلف!

ایده قدیمی درمورد خوشبینی و بدبینی را به خاطر دارید؟ منظورم نیمه پر و خالی لیوان است؟ این ایده تاحدودی بیان کننده همین موضوع است. اما معمولاً بیشتر توجه به تحقیقات و مطالعاتی می شود که نشان می دهد افراد خوشبین بیشتر از افراد بدبین عمر می کنند. هیچوقت تا حالا نشنیده ام که تحقیقی ثابت کند افراد بدبین به خاطر محافظه کاری بیشترشان، بیشتر از دزدی، قتل و سایر جنایت ها مصون هستند. اما اینها فقط یک شاخه از ماجراست.

مسئله دیگر این بحث است که آیا بهتر است "خوب" باشیم یا بیطرف". عدالت دربرابر مرحمت: کدام؟ همه انسانها، مطابق کمال مطلوب قدرت خوب بودن را دارند، پس هیچوقت نباید به خاطر جنایتی فردی را محکوم به قصاص کنیم. اما گر واقعبینانه به مسئله نگاه کنیم، افرادی هستند که هیچوقت تغییر نمی کنند و گاهی اوقات بخشش را بی حرمت می کنند. آنوقت راه حل درست چیست؟

در چند قرن اخیر دو مکتب فکری ظاهر شده اند که هرکدام راه حل های خاصی را برای این مشکل ارائه می کنند. عقیده محافظه کارانه رای به عدالت، بیطرفی و برابری می دهد. یعنی وقتی کسی قانونشکنی می کند، باید قصاص شود. تکیه این مکتب بر برابری و عدالت است. همه انسانها باید به آنچه شایسته آن هستند برسند و با همه انسانها باید یکسان برخورد شود. و این یعنی با همه انسانها براساس رفتار و اعمال آنها باید رفتار شود.

درمقابل باور لیبرال یا آزادیخواهانه به بخشش، لطف و برابری اعتقاد دارد اما از نوع محافظه کارانه آن. درنظر آزادیخواهان، همه افراد باهوش هستند به همین دلیل بدون دلیل یا منطق کاری را انجام نمی دهند. آن دیگر به خود ما بعنوان اعضای جامعه بستگی دارد که آن دلیل را بفهمیم و برای التیام زخم های جنایتکار تلاش کنیم تا به او کمک کنیم که دوباره به فردی مفید در جامعه تبدیل شود. با همه افراد باید منصفانه برخورد شود. این یعنی به آنها که کودکی سختی داشته اند یا به خاطر شرایط محیطی که خارج از اراده آنهاست دچار فقر و فلاکت می شوند، باید پاداش و غرامت داده شود تا همه انسانها بتوانند به یک میزان از زندگی لذت ببرند.

هر دو این افکار، منطقی صحیح برای خود دارند. منصف و بیطرف بودن مهم است. رعایت نکردن شرط انصاف و برابری موجب پارتی بازی کردن  و جانب گیری می شود و وقتی این شیوه وارد صحنه سیاست شود، فساد رواج پیدا میکند. عادل و منصف بودن یعنی آدمها آنچه را لایقشان است به دست آورند. سختکوشترین انسانها باید بیشترین پول را دربیاورند و مرد خانه به دوش گوشه خیابون که از همه امتحان های ریاضی مدرسه رد شده است، باید فقیرترین باشد. همه دقیقاً آنچه ر ا که شایسته آن هستند باید به دست آورند.

به همان اندازه هم هر از گاه خوب بودن هم خیلی مهم است. همیشه هم آن کسی که ته چاه افتاده است به خاطر اعمال خودش نبوده، خیلی وقت ها به خاطر ندانم کاری های دیگران بوده است. نکته دوم این است که همه انسانها جایزالخطا هستند. این طبیعت انسان است که اشتباه کند. کسی که 30 سال خوب رانندگی کرده است نباید به خاطر یک تحلف رانندگی گواهینامه اش را از دست بدهد. هر از گاهی در دادگاه  ها کسانی را می بینیم که انسانهای خوبی هستند اما به خاطر یک تخلف و اشتباه کوچم سر از آنجا درآورده اند. برای خوب بودن باید انسانها را درک کنید. این عقیده مکتب لیبرال و خوشبینی است که همه انسانها منطقی هستند اما اتفاقاتی در طول زندگی می افتد که باعث می شود افراد سر از جاهای اشتباه درآورند. خیلی وقت ها افراد دیگر باعث می شوند فردی عملی را مرتکب شود. به خیلی از این افراد نمی توان کمکی کرد. مسلم است که باید تعادل بین محافظه کاری و آزادیخواهی را حفظ کرد.

در کل مبحث عدالت درمقابل مرحمت، چیزی که خدا با آن سر و کار دارد حرف دیگری است. خدا به خاطر خدا بودن، بهترین و کاملترین عدالت را درمقابل بندگان خود دارد. خدا نه محافظه کار است نه آزدیخواه. برای خدا، بهترین توازن بین عدالت و مرحمت کاملاً مشخص است. انسانها  که از خیلی لحاظ از خداوند پایینتر هستند، فقط یکی از این مفاهیم را می گیرند و نمی توانند هر دو را با هم داشته باشند، به همین دلیل است که در مسئله سیاست گروه ها و حزب ها وجود دارند.

سیستم سیاست ما عمل می کند. قوه مقننه بین ازادیخواهان و محافظه کاران تقسیم شده است که هر کدام کار دیگری را کنترل می کند. اکثر موارد این مسئله باعث می شود که هیچ پیشرفتی صورت نگیرد. در موارد دیگر، هر چند وقت یک بار یکی از این گروه ها بر دیگری چیره می شود و اختیار امور را در دست می گیرد. سیستم سیاستی هیچوقت کامل نیست—فقط خدا کامل است—اما اینقدر خوب است که نجابت و تربیت شکوفا شود، اخلاقیات رشد کنند و بین همه طبقات اجتماع امید وجودداشته باشد.

ایدآل آزادیخواهی یک جامعه کامل که در آن همه افراد در ثروت و حجم کاری با هم برابر باشند و افراد همانی را به دست آورند که شایسته آنهاست، تقریباً ممکن نیست. اما فقط به این خاطر که احتمال موفقیت آن کم است دلیل نمی شود که نباید تلاش کنیم. برای اینکه بدانیم چطور باید در موقعیت های مختلف عمل کنید، باید آن موقعیت ها را خوب بشناسیم. درک روش جهان، رمز بقا و دست یافتن به موفقیت است. شما کدام را انتخاب میکنید؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 8:47  توسط علی بیات  | 

هماهنگ کردن تمرینات هوازی و رژیم غذایی

هماهنگ کردن تمرینات هوازی و رژیم غذایی

برای وارد شدن به وادی چربی سوزی، احتمالاً با یک رژیم غذایی شروع کرده و برای پیشرفت هرچه بیشتر، تمرینات کاردیو را نیز با شدت هرچه تمام تر آغاز می کنید. این تکنیک بین همه کسانی که می خواهند خیلی سریع اندامی لاغر پیدا کنند متداول است. اکثر افراد باید حداقل 4 تا 5 ماه در باشگاه بگذرانند تا عضله سازی کنند. بعد از اینکه در کمال صبر و تحمل، در انتظار ساختن عضلات جدید نشستند، برای به رخ کشیدن نتیجه ای که عایدشان شده اشتیاق زیادی دارند. اما وقتی نوبت به چربی سوزی می رسد، همه می دانند که از دست دادن چربی زیاد، چندان چیز جالبی نیست.

در این مقاله قصد داریم به شما آموزش دهیم که چطور با موثرترین و سالمترین روش، رژیم غذاییتان را با برنامه تمرینی کاردیو خود هماهنگ کنید تا عضله سازی که اینقدر انتظارش را می کشید، عایدتان شود.

توازن منفی ایجاد کنید

برای هماهنگ کردن رژیم غذایی و تمرینات کاردیو، یادتان باشد: برای کاهش وزن، باید بیشتر از آنچه مصرف می کنید، کالری بسوزانید. اگر به این توازن منفی دست پیدا نکنید، به هیچ وجه وزنتان پایین نخواهد آمد. برعکس، اگر این توازن منفی بیش از اندازه زیاد شود، به همراه چربی ها، عضلاتتان نیز از بین خواهد رفت. این همان بخش ناخوشایند این معادله است.

این توزان منفی را می توانید با رژیم غذایی، بالا بردن فعالیت فیزیکی، یا ترکیبی از هر دو اینها—راهی که اکثر مردم انتخاب می کنند-- ایجاد کنید. این بهترین و مقبول ترین راه برای کاهش وزن است.

به بدنتان شوک ندهید

اکثر افرادیکه می خواهند وزن کم کنند، دوست دارند فوری نتیجه بگیرند. این مسئله منجر به کاهش بسیار شدید غذاهای مصرفی و افزایش بسیار زیاد تمرینات کاردیو و هوازی خواهد شد. با این روش به بدنتان شوک خواهید داد.

در چنین موقعیتی، بدن به وضعیتی از قحطی می رسد و متابولیسم آن پایین می آید و در این حالت کالری های بسیار کمتری را در هر دقیقه می سوزانید. این کاهش روزانه متابولیسم به این معناست که آن مقدار وزنی را که فکر می کنید را کم نخواهید کرد. به همین خاطر است که هماهنگ کردن رژیم غذایی با برنامه تمرینی کاردیو اینقدر اهمیت دارد.

حجم زیادی از تمرینات کاردیو را به رژیم غذایی کم کالری خود اضافه کنید، وخواهید دید که وضعیت حتی بدتر هم خواهد شد. در این وضعیت، نه تنها بدنتان به آن حالت قحطی می رسد، بلکه مجبورش می کنید به مدت زمان طولانی هر روز فعالیت فیزیکی داشته باشد. اولین مسئله ای که اتفاق می افتد چیست؟ از آنجا که تمرینات کاردیو نوعی تمرین و ورزش کاتابولیک است، فعالیترین بافت های بدن را از لحاظ متابولیکی تجزیه خواهد کرد—یعنی عضلات.

اول یکی از روش ها را پیش گیرید

بهترین راه برای متعادل کردن رژیم غذایی با تمرینات کاردیو، این است که از یک هدف به هدف دیگر بروید. اگر بیشتر تمایل به پایین آوردن کالری های مصرفیتان دارید، پس اول رژیم غذایی را پیش بگیرید. لازم نیست همان موقع تمرینات کاردیو را هم به آن اضافه کنید. اول باید ببینید که با رژیم غذایی به تنهایی چقدر نتیجه می گیرید.

همچنین اگر از محدود کردن خورد و خوراکتان متنفر هستید، می توانید کمی تمرین کاردیو به برنامه تان اضافه کنید. وقتی روند کاهش وزنتان کند شد، می توانید یا تمرینات کاردیوتان را بیشتر کنید و یا رژیم گرفتن را شروع کنید.

یادتان باشد: بدن خیلی زود به تمرینات کاردیو یکنواخت عادت می کند. و اگر چربی زیادی دارید که می خواهید از بین ببرید، برنامه های سه جلسه یک ساعته در هفته اصلاً برای شما مناسب نیست. به طور کلی، رژیم گرفتن روش بهتری برای کاهش چربی های بدن و در عین حال حفظ عضلات است.

نتیجه سریع

اما اگر بخواهید سریع نتیجه بگیرید، و برای هماهنگ و متعادل کردن رژیم غذایی و تمرینات کاردیوتان وقت نداشته باشید چه؟ چه برای یک مناسبت خاص باشد، یا برای یک مسابقه بدنسازی، یا هر چیز دیگر، در برخی موقعیت ها لازم است که چربی سوزیتان را با انجام کاردیو و در یک زمان رژیم، ارتقاء دهید. اینکار باعث می شود بیشتر به کمبود کالری برسید.

به آن عادت نکنید

یادتان باشد این روش را فقط باید برای یک مدت کوتاه استفاده کنید تا زمانیکه به مقدار چربی سوزی مورد نظرتان دست پیدا کردید. این روش برای کسی که می خواهد بیشتر از 10 کیلو چربی را از بین ببرد مناسب نیست و بیشتر برای کسانی خوب است که فقط 2 تا 5 کیلو اضافه وزن دارند.

به اندازه کافی غذا بخورید

برای جلوگیری از افت و از بین رفتن عضلات هنگام رژیم گرفتن، باید روزانه 1.5 برابر وزن بدنتان به گرم پروتئین مصرف کنید. در این سطح، از بین رفتن نیتروژن کاهش یافته و درنتیجه بافت عضلانی کمتری بعنوان سوخت استفاده خواهد شد. بالا بردن مقدار پروتئین مصرفی باعث می شود همان موقع بتوانید تمرینات کاردیو خود را شروع کنید و بدون وجود هیچگونه مشکلی کالری سوزی کنید. شایان ذکر است که بعد از گذشت 5 تا 6 روز از این رژیم عاقلانه تر است که هر روز کالری بیشتری (به ویژه از کربوهیدرات ها) استفاده کنید. اینکار از کند شدن متابولیسم بدن که معمولاً درواکنش به رژیم غذایی ایجاد می شود، جلوگیری خواهد کرد.

بهترین راه برای هماهنگ و متعادل کردن رژیم غذایی با تمرینات کاردیو این است که یکی را قبل از دیگری شروع کنید. اجازه بدهید بدنتان با یک محرک وفق یابد و وقتی نتیجه کار کم کم رو به کند شدن رفت، روش دیگر را هم اضافه کنید. اینکار تخریب متابولیسمی بدن را به حداقل رسانده و از افت و از بین رفتن عضلات جلوگیری می کند.

برای آندسته از افرادیکه باید در یک زمان رژیم و ورزش را با هم انجام دهند، مقدار مصرف پروتئین اهمیت بسیار زیادی پیدا می کند. اگر این مسئله را نادیده گرفته و توجهی به آن نداشته باشید، مطمئن باشید که نتیجه کارتان چندان خوشایند حالتان نخواهد بود. چون علیرغم اینکه وزن خیلی زیادی کم می کنید، اما قسمت اعظم آن از عضلاتی بوده که اینهمه برای ساختن آنها زحمت کشیده بودید.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 8:41  توسط علی بیات  | 

کورتیزول و حجم عضلانی

بعد از اینکه ساعت های زیادی را در باشگاه گذراندید،  و برای ساخت بافت های عضلانی جدید زحمت ها کشیدید، بدترین اتفاقی که می تواند برایتان بیفتد این است که نتیجه خوبی از تمریناتتان نگیرید.

متاسفانه، اگر مقدار هورمونی که کورتیزول نامیده می شود در بدن بالا رود، این اتفاق صد در صد خواهد افتاد. همه تلاشهایتان بی نتیجه مانده و بدنتان عضله سازی و تفکیک عضلانی که سعی می کردید به دست آورید را خراب می کند. به همین دلیل در این مقاله تصمیم گرفته ایم شما را بیشتر با این هورمون و رابطه آن با حجم عضلانی آشنا کنیم.

کورتیزول چیست؟

کورتیزول هورمونی است که توسط قشر غده آدرنال (غده فوق کلیوی) در غده آدرنال ترشح می شود و چند مسئولیت بر عهده دارد: عملکرد اصلی این هورمون افزایش ذخیره آمینواسیدها در کبد در مواقعی است که مقدار این هورمون در آن کم باشد. اما این عملکرد در جهت کاتابولیسم پروتئین نیز عمل می کند.

کورتیزول همچنین به بالا بردن فشار خون و قند خون نیز کمک می کند و تاثیر بازدارنده ایمنی بر بدن دارد (جلوگیری از تشکیل پادتن ها و حضور آنتی ژن) و درنتیجه، وقتی مقدار زیادی از آن در طول زمان دیده شود، احتمال بیمار شدن فرد نیز وجود دارد چون در این حالت عملکرد سیستم دفاعی بدن پایین می آید.

چه چیز بر ترشح کورتیزول تاثیر می گذارد؟

یکی از بزرگترین فاکتورهای موثر در ترشح کورتیزول در بدن، استرس است. وقتی تحت استرس و فشار عصبی باشید، این استرس چه از کار ناشی شده باشد، چه از مشکلات خانوادگی یا مالی، زمانیکه این استرس به حد بالایی برسد، بدن شروع به ترشح مقدار بیشتری کورتیزول می کند.

یکی دیگر از محرک های تولید کورتیزول، بالا رفتن استرس و فشار وارد بر بدن طی تمرین است. تمرین زدگی یکی از بدترین محرک ها برای از دست رفتن عضلات است. اگر مدت زمان ریکاوری بین جلسات تمرینات شدیدتان کافی نباشد، کورتیزول در بدن بالا رفته و شروع به مشکل سازی می کند.

به خاطر داشته باشید که این مسئله درمورد جلسات بدنسازی و وزنه برداری بیشتر صدق می کند تا تمرینات هوازی و کاردیو. اگر به طور منظم و مداوم تمرینات کاردیو شدید را پشت سر هم انجام می دهید، انجام تمرینات کاردیو به تنهایی بر مقدار کورتیزول در بدنتان تاثیری نخواهد داشت.

اما زمانیکه حجم زیادی از تمرینات کاردیو و هوازی را به همراه تمرینات بدنسازی یا وزنه برداری انجام دهید، برایتان مشکل ساز می شود چون در این شرایط پیام های مختلفی به بدنتان می دهید. به طور کلی، کاردیو باعث می شود بدن بافت های عضلانی را در هم شکند، درحالیکه هدف اصلی  بدنسازی و وزنه برداری ساخت بافت های عضلانی جدید است. بعد از یک جلسه بدنسازی، عضلات شما چاک ها و پارگی هایی در خود دارند، به این طریق انجام یک جلسه کاردیو بلافاصله بعد یا فبل از آن عضلات را در هم شکسته و پاره می کند و این یعنی مدت زمان بیشتری برای ریکاوری نیاز دارید.

علاوه بر این، باید تاثیرات برنامه بدنسازی خود را بر روی CNS (سیستم عصبی مرکزی) نیز در نظر داشته باشید چون این می تواند خیلی خوب نشاندهنده این باشد که در خطر تمرین زدگی هستید یا نه. گاهی اوقات، افراد فقط به تمرین زدگی عضلانی توجه می کنند درحالیکه این واقعیت را که سیستم عصبی مرکزی هم باید بین جلسات تمرینی ریکاور شود را به طور کلی فراموش میکنند.

عواملی از تمرین که ریکاوری سیستم عصبی مرکزی را به خطر می اندازند، عبارتند از:

استراحت های کوتاه مدت بین هر ست
برنامه تمرینی هفتگی نامنظم (گذاشتن چند روز با تمرینات سبک درکنار روزهای تمرینی سنگین و همچنین استفاده از دامنه تکرار متفاوت در طول هفته).
نداشتن زمان کافی برای استراحت بین جلسات تمرینی.
انجام ست های زیاد در لیفت های ترکیبی.

داشتن یک رژیم غذایی خیلی کم کربوهیدرات هم می تواند منجر به بالا رفتن کورتیزول در بدن شود. از آنجا که انسولین و کورتیزول مخالف یکدیگر عمل می کنند—انسولین هورمون غالب در ساخت بافت است و کورتیزول هورمون غالب در شکستن این بافت هاست—هرچه که باعث کاهش انسولین در بدن شود، مقدارکورتیزول را افزایش میدهد.

این می تواند شامل یک رژیم غذایی کم کربوهیدرات هم باشد (چون کربوهیدرات بر ترشح انسولین تاثیر می گذارد).

برای جلوگیری از ترشح کورتیزول چه باید کرد؟

اگر تصور می کنید که بدنتان مقدار زیادی کورتیزول ترشح می کند و در معرض از دست دادن بافت های عضلانی خود هستید، باید اقدامات زیر را انجام دهید:

کاهش استرس زندگی. برای این منظور می توانید از تمرینات تنفس عمیق، کاهش تعهدات و مسئولیت ها، و شرکت در فعالیت های اجتماعی و فیزیکی که واقعاً ریلکس کننده و لذت بخش باشد حداقل یکبار در هفته، استفاده کنید. حتی انجان تمرینات یوگا یا ورزش های مشابه که اساساً در جهت ریلکس سازی کار می کنند میتواند به شما برای جلوگیزی از افزایش کورتیزول در بدن کمک کند.
ارزیابی برنامه تمرینی. اولین چیزی که باید اصلاح کنید این است که در طول هفته به اندازه کافی روز استراحت داشته باشید. اگر در طول هفته حداقل یک روز استراحت کامل نداشته باشید، حتماً باید در برنامه تمرینیتان تجدیدنظر کنید. مسئله بعدی این است که ببینید چند وقت یکبار از وزنه های خیلی سنگین استفاده می کنید و مقدار آن را در طول هفته حساب کنید (ست/تکرار/وزنه کلی). سعی کنید این مقدار را کمی پایین بیاورید تا استرس و فشار زیادی به بدنتان وارد نکنید. و آخر اینکه، اگر تمرینات با وقفه را زیادی برای تمرینات کاردیو خود انجام می دهید، بهتر است آن مقدار به یک یا دو جلسه در هفته کاهش دهید.
بازبینی رژیم غذایی. آخرین اقدامی که باید انجام دهید این است که نگاهی کلی به رژیم غذاییتان بیندازید. آخرین باری که یک وقفه رژیم داشتید کی بوده است؟ اگر مدت زمان زیادی از آن می گذرد، ممکن است بدنتان با کند کردن متابولیسم خود و با رفتن استرس، به آن واکنش داده باشد. پس ابتدا دو هفته کامل دست از رژیم بردارید و مقدار متعادلی کالری در این مدت مصرف کنید. پس از آن، اگر مدت زمان زیادی است که رژیم غذاییتان کم کربوهیدرات بوده است، درمورد یک رژیم با مصرف متعادل تری از کربوهیدرات فکر کنید. همچنین ببینید در رژیم غذاییتان چه مقدار از چربی استفاده می کنید. یادتان باشد حتماً به مقداری چربی در رژیمتان برای برخی عملکردهای خاص و تولید هورمون های جنسی نیاز دارید و محدود کردن بیش از حد مقدار چربی مصرفی می تواند مشکلاتی در بدنتان ایجاد کند.

پس حتماً به این سه جزء مهم در برنامه تمرینی و شیوه زندگی خود دقت داشته باشید. اگر می بینید که هرکدام از اینها اشکالاتی دارد، در پی اصلاح آن باشید تا بتوانید از تمریناتتان بهترین نتیجه را کسب کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 8:40  توسط علی بیات  | 

آقایون: رژیم غذایی مناسب جهت بهبود باروری

 

تغذیه تاثیری مستقیم بر توانایی اسپرم دارد. تحقیقات نشان می دهد که داشتن عادات بد غذایی، برای مثال مصرف مکرر مشروبات الکلی، می تواند باعث پایین آوردن کیفیت و مقدار اسپرم شده و لقاح تخم را دشوارتر می کند. و از آنجا که ناباروری به همان اندازه که جزء مشکلات خانم هاست، مشکل آقایون نیز به حساب می آید—تقریباً %40 از ناباروری ها به مردها برمی گردد—داشتن تغذیه سالم احتمال بچه دار شدن شما را بالا خواهد برد.

باروری تنها دلیل ایجاد تغییر در رژیم غذایی نیست. تحقیقات نشان می دهد که پدرهایی که در ماه قبل از لقاح تخم، زیاد از مشروبات الکلی استفاده می کنند—تقریباً دو نوشیدنی الکلی در روز—نوزادانشان تقریباً 200 گرم کمتر از نوزادان دیگر وزن دارند. وزن کم در هنگام تولد مشکلی بسیار جدی است که می تواند بر سلامت فیزیکی و ذهنی کودک شما در ادامه زندگیش، تاثیر بگذارد.

اینکه نوشیدن قهوه به قدرت باروری شما صدمه می زند یا آن را تقویت می کند، چندان روشن و آشکار نیست. گرچه برخی تحقیقات نشان می دهد که قهوه باروری آقایون را مختل می کند، اما یک تحقیق برزیلی نشان داد که اسپرم مردانی که قهوه مینوشند، قدرت شناوری بیشتری داشته که می تواند باعث تقویت قدرت باروری شود. مطمئن ترین کار این است که مصرف قهوه را تا یک تا دو فنجان در روز محدود کنید.

کدام مواد مغذی از اهمیت بیشتری برخوردارند؟

رژیم غذایی شما باید به اندازه رژیم غذایی همسرتان متعادل، متنوع، و مغذی باشد. چند توصیه مفید برای پدران آینده:

به اندازه کافی از موادغذایی سرشار از ویتامین C و سایر آنتی اکسیدان ها استفاده کنید. این موادمغذی به جلوگیری از نقص و عیب اسپرم کمک کرده و جنبندگی آن را افزایش می دهد. یک لیوان آب پرتقال در روز تقریباً 124 میلیگرم ویتامین C در خود دارد. خوب است که در روز حداقل 90 میلیگرم یا بیشتر و اگر سیگار می کشید حداقل 125 میلیگرم استفاده کنید.
به اندازه کافی روی (zinc) مصرف کنید. تحقیقات بسیاری نشان می دهد که حتی کمبودهای کوتاه مدت روی می تواند حجم نطفه و سطح تستوسترون را کاهش دهد. منابع عالی که می توانید مقدار توصیه شده روزانه یعنی 11 میلیگرم روی را از آن مصرف کنید شامل صدف خوراکی (8 عدد صدف متوسط تقریباً حاوی 16 میلیگرم روی است)، گوشت پشت مازو گاو (85 گرم حاوی 4.8 میلیگرم روی است)، لوبیا پخته (یک فنجان از آن حاوی 3.5 میلیگرم روی است، و قسمت های سیاه گوشت مرغ (2.38 میلیگرم روی در هر 85 گرم) می شود.
اسید فولیک مصرف کنید. تحقیقات نشان میدهد که مردانی که سطح ویتامین B در بدنشان پایین است، اسپرم کمتری دارند. می توانید 400 میکروگرم مورد نیاز روزانه تان را با خوردن سیریال های صبحانه، سبزیجات، و آب پرتقال تامین کنید اما مصرف مکمل اسید فولیک یا مولتی ویتامین برای اطمینان بیشتر می تواند به شما صدمه بزند.
مقدار کلسیم و ویتامین D مصرفیتان را بالا ببرید. طبق تحقیقی که در دانشگاه ویسکونسین در مدیسون انجام گرفت، مصرف 1000 میلیگرم کلسیم و 400 IU  (ده میکروگرم) ویتامین D در روز می تواند قدرت باروری را در مردان بالا ببرد. منابع خوب کلسیم عبارتند از شیر کم چرب (یک لیوان از آن حاوی 302 میلیگرم کلسیم است) و ماست (یک فنجان از آن حاوی 415 میلیگرم کلسیم است). ویتامین D مصرفی خود را نیز می توانید از شیر (یک لیوان شیر حاوی 98 IU ویتامین D است) و ماهی آزاد (85 گرم از آن حاوی 360 IU ویتامین D است) تامین کنید.
تا می توانید از نوشیدنی های الکلی استفاده نکنید. تحقیقات نشان میدهد که مصرف مشروب می تواند مقدار تستوسترون و اسپرم را در شما پایین آورده و مقدار اسپرم های غیرطبیعی را درانزال شما بیشتر می کند.

میوه ها و سبزیجات باروری را در مردان تقویت می کند

تحقیقات جدید عنوان می کند، مردانی که می خواهند قدرت باروری خود را افزایش دهند، ممکن است به خوردن بیشتر میوه ها و سبزیجات روی بیاورند. محققان در نشست انجمن پرشکی باروری، اعلام کردند که هرچه مصرف میوه ها و سبزیجات در مردان بیشتر باشد، اسپرم آنها نیز جنبندگی بیشتری می یابد.

48 مرد نابارور و 10 مرد بارور که در سال گذشته صاحب فرزند شده بودند، پرسشنامه ای را در رابطه با رژیم غذاییشان تکمیل کردند. نتایج نشان داد که 83 درصد از مردان نابارور مقدار بسیار کمی از میوه ها و سبزیجات استفاده می کردند، یعنی کمتر از 5 وعده در روز.

به طور کلی مردانی که کمترین مقدار میوه و سبزیجات را مصرف می نمودند، کمترین میزان جنبندگی اسپرم را داشتند.

دکتر ویویان لوئیس، پروفسور زنان و زایمان در دانشگاه روچستر، نیویورک در این زمینه می گوید، "تصور می کنیم که کیفیت اسپرم تا حد زیادی به مصرف آنتی اکسیدان در رژیم غذایی بستگی دارد."

او در ادامه صحبت های خود می گوید، آنتی اکسیدان ها، مثل آنچه در میوه ها و سبزیجات وجود دارد، می تواند به جلوگیری از آسیب رسیدن به اسپرم که باعث میشود کند و تنبل شوند و توانایی بارور کردن تخم را از دست دهند، کمک می کند.

به ویژه، آنتی اکسیدان های گلوتاتیون و کریپتوکسانتین، که بیشتر در سبزیجات، گوجه فرنگی، فلفل و پرتقال وجود دارد، قدرت و سلامت اسپرم را تضمین می کند.

دکتر لوئیس توصیه می کند که مردهایی که می خواهند بچه دار شوند، بهتر است از انواع و اقسام میوه ها و سبزیجات، حداقل 5 وعده در روز، استفاده کنند.

همچنین مردها بهتر است از خوابیدن طولانی مدت در وان آب داغ و کشیدن سیگار و ماریجوانا که همه به اسپرم آسیب می رساند، خودداری کنند.


تاثیر تلفن همراه بر ناباروری در مردان

تحقیق دیگری نشان می دهد که استفاده از تلفن همراه با آسیب رسیدن به اسپرم در ارتباط است اما محققان و سایر متخصصین می گویند این تحقیق چندان پیشرفته نیست که براساس نتایج آن بتوانیم به مردان توصیه کنیم برای تقویت قدرت باروری خود، کمتر از تلفن همراه استفاده کنند.

دکتر ربکا سوکول، پزشک زنان و زایمان در دانشگاه کالیفرنیا جنوبی در لوس آنجلس می گوید، "فقط می تواینم بگوییم استفاده از تلفن همراه با این مسئله در ارتباط است. اما نمی توانیم نتیجه گیری کنیم که استفاده از آن منجر به ناباروری می شود."


در تحقیقی که روی 361 مرد که تحت آزمایش ناباروری قرار گرفتند انجام شد، محققان دریافتند که هرچه مقدار زمانی که مردها در روز از تلفن همراه استفاده می کنند، بیشتر باشد، اسپرم آنها ناسالم تر خواهد بود. برای مثال، مردانی که بیش از 4 ساعت در روز با تلفن همراه صحبت می کنند درمقایسه با دسته ای که از تلفن همراه استفاده نمی کنند، مقدار اسپرم در آنها کمتر بوده، جنبندگی اسپرم در آنها کمتر بوده و اسپرمشان غیرعادی تر بوده است. این تفاوت بین 30 تا 50 درصد بوده است.

دکتر آشوک آگاروال اعتقاد دارد، "میدان الکترومگنتیکی که تلفن همراه ایجاد میکند میتواند باعث اسیب رسیدن به اسپرم شود." اما وی خاطر نشان می کند که این مسئله شامل استفاده از کامپیوتر های نوت بوک، PDA ها و سایر ابزارهایی که EMF دارند، نمی شود و البته نیاز به تحقیقات گسترده تری است.

جوزف فارن، گوینده CTIA—انجمن بی سیم—که نماینده صنعت تلفن همراه است، درعلیه نتایج این تحقیق به مباحثه پرداخت. او می گوید، "یک تحقیق، همانطور که محققان اذعان دارند، دلیل بر این نیست که استفاده از تلفن همراه مقدار اسپرم را در مردان کاهش می دهد."
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 8:38  توسط علی بیات  | 

اهمیت عشق در روابط

 

اهمیت عشق در رابطه را نمی توان نادیده گرفت. همه ما در یک زمانهایی بدون توجه به شایعاتی که ممکن است دوروبرمان باشد، به عشق واکنش می دهیم.

در عشق های زندگی واقعی، درک دقیق پالس عشقی که طرفتان به آن واکنش مثبت می دهد بسیار دشوار است. اساساً چند شاخص وجود دارد که به شما کمک میکند سمت و سوی مقاصد عشقیتان را تعیین کنید.

در همه روابط عشقی، مزایای رمانتیک بودن شما بسیار بیشتر از دلیل رمانتیک بودنتان است. البته هر دو آنها مهم هستند اما این عمل است که بیشترین تاثیر را دارد. اشتباه است که بدون در نظر گرفتن احساسات فرد، درمورد عشق او و دلیل آن فکر کنید.

برای خیلی از  افراد محکم و استوار بودن در عشق، یک پروسه طولانی و طاقت فرساست. همیشه به خودتان یادآوری کنید که مهم نیست الان با چه مشکلاتی درگیر هستید، اگر بدانید که با ایده های عاشقانه و رمانتیک کشمکش دارید، نتیجه و پاداشی که آخر کار نصیبتان می شود به مشکلات آن می ارزد.

در همه تلاشهای ابتدایی در راه عشق، همیشه احتمال شکست وجود دارد. هیچوقت نباید در تجربه های اولیه خود انتظار موفقیت داشته باشید. همه ما انسانیم و جایزالخطاء. اشتباه کردن حق ماست. عشق مثل هنرهای رزمی نیست که استادان واقعی داشته باشد. در دنیای واقعی، هیچکس نمی تواند ادعای استادی در عشق داشته باشد. همه افراد در بازی عشق نوزاد تازه متولد شده هستند و درست مثل هر چیز دیگری، در این مورد هم کسب مهارت مستلزم زمان و تمرین است.

عشق راهی بسیار عالی برای بازگرداندن شور و اشتیاق به هر رابطه ای است. واقعاً غیرممکن است که آن احساس پرشور ملاقات های اول را تا پایان عمر نگه دارید اما می توان با عشق تا هر زمان که بخواهید آن شور و اشتیاق را زنده نگه دارید. حفظ شور و عشق در رابطه، خوشبختی ابدی را تضمین می کند.

یادتان باشد که تنها راه داشتن یک رابطه خوب با عشق این است که 100% خود را فدا کنید. اگر باورتان این است که شما و طرفتان باید 50% از خودتان را تقدیم دیگری کنید، هنوز خیلی مانده تا به عشق برسید. عشق در رابطه همه تلاش فرد را می طلبد.

تصور کنید که طرفتان یک ربات یا کلیشه نیست. همه افکار منفی سابق را دور بریزید. طرفتان را یک موجود استثنایی ببینید که باعث شده همه شور و عشق شما به طرفش کشیده شود. انتظارات و تصورات قبلی را فراموش کنید. هرگونه کلیشه یا انتظار غیرواقعی را از روند فکریتان بیرون کرده و یا فکر و دلی پاک و خالص با طرفتان روبه رو شوید.

   باور داشته باشید که تغییر برای ساختن یک رابطه به وجود می آید اما نه یک شبه. همیشه گفته می شود که تنها چیز ثابت در زندگی تغییر است. تغییر زمان می برد و می تواند برای خیلی ها دشوار باشد اما مطمئن باشید که به دست می آید. باید از روند کند آن لذت ببرید. اگر از تغییر احساس ناراحتی می کنید، سعی کنید در طولانی مدت خودتان را به آن عادت دهید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 8:35  توسط علی بیات  | 

10 واقعیت اساسی در رابطه با ازدواج

 

1- شما نمیتوانید فردی را مجبور کنید تا شما را دوست داشته باشد و هیچ کس توانایی خوشبخت ساختن صد در صد شما را ندارد.

2- هر چه میخواهید تلاش کنید، شما هیچگاه قادر نخواهید بود شریک خود را تغییر دهید، هر چند اگر شما خود را تغییر دهید، ممکن است شریک شما نیز تغییر کند.

3- اشخاص با اشخاص ازدواج نمیکنند، بلکه آنها با توهمات و خیالپردازیهای خودشان ازدواج میکنند.

4- یک ازدواج حقیقی درست از نقطه ای آغاز میگردد که توهمات پایان می یابند. چالش یک ازدواج آن است که کشف کنیم با چه کسی ازدواج کرده ایم.

5- عشق تنها یکی از عللی است که ما شریک خود را بر میگزینیم. (برخی اوقات مهمترین فاکتور نمیباشد)

6- به احتمال زیاد، خصلتها و صفات موجود در شریکتان که دیوانه وار خشم شما را برمی انگیزند، همان صفاتی هستند که در ابتدا شما را مجذوب شریکتان کرده بوده اند.

7-این غیر ممکن است که شما  بدون تجربه کردن دوران درد و تنهایی یک رابطه را پشت سر بگذارید.

8-بزرگترین هدیه ای که میتوانید به فرزندانتان اعطا کنید یک ازدواج محبت آمیز میباشد.

9-موفقیت زمانی در یک ازدواج حاصل میگردد که هر کدام از ما به این واقعیت پی ببریم که نیازهای شریکمان حداقل به اهمیت نیازهای خودمان میباشد.

10- ازدواج بهترین فرصت برای رشد و بالندگی، غلبه بر حس خودخواهی و آموزش عشق ورزی میباشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 8:35  توسط علی بیات  |